شورای شهر یا مجلس مشروطه اول




روزگارعجیبی است,از ماه ها و شاید سالها قبل ,طرف به فکر رفتن به شورای شهر است و این را ببین, آن را ببین؛ خانه به خانه برو, پوستر و بنر و سخنرانی و بگیر و ببند و نقل و شکلات ؛که مردم به من رأی بدهید ؛من اصلحم من نوکرم ,من از اون یکی نوکرترم و ....

ادامه نوشته

طالبی بودن یا نبودن مسأله این است....

 

حال و هوای این روزهای شورای شهر سبزوار کاملا ابری است و بارقه ای از نور و گرما در آن دیده نمی شود.تعدادی از اعضای محترم کاملا به حاشیه افتاده اند و جناب شهردار هم که روزگاری با نگاه ملی آمده بود, تا بومی سازی کند,عملا در برزخ ماندن و رفتن دست و پا می زند و خود بهتر از همه می داند که در این فرصت اندک کاری از پیش نمی رود.........

 

ادامه نوشته

قرارمان این نبود.........

روزهای جشن انقلاب برای ما که دوران ابتدایی را در سالهای آغازین دهه شصت گذراندیم, حال و هوایی متفاوتی داشت.از جشن های کوی و برزن و طاق نصرت ها گرفته تا نمایش نامه ها و سرودهایی که برای آن ایام تدارک دیده می شد و دو شبکه محدود سیما ,که قرار بود مفاهیم بلند یک انقلاب مردمی را ,در قالب چاق و لاغر و زباله دان تاریخ برای ما به تصویر بکشند.

 

 

ادامه نوشته